تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
شعر (نظم)،نثر،دل نوشته و...


بهار آمد. شکوفه ها چشم گشودند!

درب باغ باز شد و باغبان با لبخند زیبایش؛ هم نفسش را در آغوش کشید 

و طراوتش را بویید و بر نقاشیِ زنده یِ خدا بوسه ای زد!

ابرها به اذن ملکوت ابهی بارش را شروع کردند و باغبان همچنان مست 

بویِ شکوفه ها بود! گویی باران هدیه ی امسال خداوند بود!

آنسوی باغ بلبلی به عشق لاله ای میخواند و دورش سجده میزد! و کلاغی 

از عشوه های لاله خودکشی میکرد!

در گوشه ای دیگر کبوتری دل به گربه ای باخته بود! کبوتر بچه چه میدانست...!

طرف دیگر ماده اسبی از وجودش به کُره ی خود می بخشید و بازی میکردند،

چون آدمی که دهان بر پستان بُزی گذارد!!

در همین حوالی من نشسته بودم، همه چیز را میدیدم بی آنکه کسی مرا ببیند؟!

در انتظارت در آن بوستان نشسته بودم و امسال هم نیامدی، اما هنوز به عاشقانه هایِ  

عشاق لبخند میزنم ! به آن آغوش های گرم ، به آن بوسه های آتشین،آن عشوه های 

مرگ بار و آن مهر بی پایان ... به همه؛ به همه لبخند می زنم !!






ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

پا به پای هم میتوان حرکت کرد
شا نه هایت تکیه گاه محکمی است
برای من و باورها و رویا هایم
شانه به شانه قدم میزنیم
بدون احساس کمبودی
(راحت میتوانیم تمام مسائل دست و پا گیر را کنار بگذاریم و تا بی کران ادامه بدیم)
با من همراه باش.


طبقه بندی موضوعی
نویسندگان