تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
شعر (نظم)،نثر،دل نوشته و...


اینقد حرف برای گفتن داری ولی چشمانَش رو که میبینی همه چیز از یادت میره، فراموش میکنی کی بودی و هستی، کجا هستی، چرا هستی. 

اون لحضه هیچی دیگه برات مهم نیست هیچ دغدغه و مشغله ذهنی نداری، فقط یه بوسه به چشمانش اوج لذت و شهوتِ که ارضاءت میکنه.

مشغله از لحضه ای شروع میشه که اون چشم ها ازت دور میشه، حتی برای چند ساعت.

چی؟!!

نمیدونم ،

نمیدونم، 

هیچ وقت به نبودن همیشگی چشم هایش فکر نکردم،قابل تجسم نیست، در ذهن من جایی نداره، اصلا نمیشه بهش فکر کرد،فقط ثانیه ها رو میشماری تا دیدار بعد خدانهگدارَش!


نظرات (۵)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

پا به پای هم میتوان حرکت کرد
شا نه هایت تکیه گاه محکمی است
برای من و باورها و رویا هایم
شانه به شانه قدم میزنیم
بدون احساس کمبودی
(راحت میتوانیم تمام مسائل دست و پا گیر را کنار بگذاریم و تا بی کران ادامه بدیم)
با من همراه باش.


طبقه بندی موضوعی
نویسندگان