بخوانیم و بنویسیم

می خوانم و چیزهایی را می نویسم که در دل و ذهن نجوا می کند با این هدف که چنددقیقه ای تامل کنیم و رشد!

بخوانیم و بنویسیم

می خوانم و چیزهایی را می نویسم که در دل و ذهن نجوا می کند با این هدف که چنددقیقه ای تامل کنیم و رشد!

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلتنگی» ثبت شده است

دلم یه تو میخواهد، کنار من بنشینی و من یه عالم حرف نگفته ی دلم را برایت بازگو کنم .

تو بشنوی ، لبخند بزنی ، اشک هایم را پاک کنی و سرم را روی شانه هایت بگذاری ،
آن لحضه و برای تمام لحضه های زندگی ام  شانه ها یت  را نیازمندم 
آنجا بهترین جای دنیاست همان بهشت زیر پای مادرمان هست .
تو یکی هستی و یکی بودن تو یعنی من ، 
من و تو ، یک حساب میشویم و من همیشه دلتنگ نیمه ی گمشده ام  هستم و با اندوهِ خودِ فقیر و حقیرم سر میکنم.
زندگی بی تو یعنی جهنم ، چطور میتوانی من را در جهنم تنها بگذاری .
وقتی نیستی ، بغض گلویم را ، تیک اعصابم را ، رخوت ذهنم را ، خستگی تنم را در آغوش میکشد و چون مرده ایستاده ای به ساعت خیره میشوم و منتظر تو میمانم.
دلتنگی من ندیدن لبخند و نشنیدن صدای توست ، کاش هیچ وقت دلتنگ نباشم. 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 07 Shahrivar 96 ، 23:21
رویا یکتاش