بخوانیم و بنویسیم

شعر (نظم)،نثر،دل نوشته و...

بخوانیم و بنویسیم

شعر (نظم)،نثر،دل نوشته و...

بخوانیم و بنویسیم

پا به پای هم میتوان حرکت کرد
شا نه هایت تکیه گاه محکمی است
برای من و باورها و رویا هایم
شانه به شانه قدم میزنیم
بدون احساس کمبودی
(راحت میتوانیم تمام مسائل دست و پا گیر را کنار بگذاریم و تا بی کران ادامه بدیم)
با من همراه باش.

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دوستت دارم.» ثبت شده است

هر روز بیشتر میشوند. 

هر روز تعداد افرادی که می گویند دوستت دارم بیشتر میشود. 

هر روز یه کلمه تکراری را میشنوی؛ عشقمی! 

حتی گاهی شده که بگویدت ، تو را بیشتر از دیگری دوست دارم. 

حتی گاهی قسم میخورند. از اسم های لاینتاهی گرفته تا سید سرکوچه. 

فقط مدام تکرار میکنند که عاشقند. بدون اینکه بفهمند یعنی چه؟!

از هر کس که میپرسی عشق به چه معناست؛ فقط با نگاهی تدبیر گونه به زمین و آسمان بعد از لحضه ای چرت و پرت تحویلت میدهد.  

عشق چیست؟!  دوستت دارم یعنی چی؟!

من که هرگز نفهمیدم و این واژه ها بیزارم. همانطور که اوریانا فالاچی متنفر است. 

وی در کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد میگوید:

به نظر من عشق یه جور گرسنه گی که بعد  سیر شدن سر دلت  میمونه و حالت میگیره وبعدش نوبت استفراغه. 

هیچ چیز مث تمایل یه مرد به یه زن یا یه زن به یه مرد  آزادی آدم تهدید نمیکنه.!

عشق یه حقه ی گندس که واسه سرگرم کردن مردم ساخته شده. 

امروز همه یه عشق دارن بعضی ها دوتا دارن و یا شاید بیشتر. 

جالبه احساسات از عشقی به عشقی دیگر منتقل میشود. قانون پایستگی احساس. 

اینکه من همزمان چند جا عشق میورزم یا که از عشقی به عشقی دیگر کوچ میکنم یعنی دوست داشتن؟!

چرا خودمان را گول میزنیم نگاهی به تاریخ و اکنون بنداز. عشق اینگونه بود که امروزه تفسیر میکنیم؟!

هنوز نفهمیدم ما دقیقا به چی میگیم عشق؟! چرا میگیم؟!



۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ 28 Ordibehesht 96 ، 23:10
رویا یکتاش

داشتم به تنهایی خودم فکر میکردم .

و تمام ان قهوه تلخ هایی که در خلوت نوشیدم ؛ 

و باز هم ان خلوت ،تنهایی و قهوه تلخ را به بودن ها در جمع  ترجیح دادم .

به تمام ان لحضه هایی که تنهایی کشیدم یک نفر رو دوست داشتم و هرگز بهش نگفتم.

یا نخواستم جمع دونفرشان را بهم بریزم یا نخواستم به ناپاکی آلوده بشم یا شاید میدانستم او هم خلوتش را دوست دارد و مایل به اشتراک گذاری نیست شاید هم  فقط کنار کشیدن را خوب بلد بودم حتی در جنگهایی که باید پیروز میشدم با از دست دادنش ،به خلوت پناه میبردم.

وشاید هیچ را خوب میشناختم، و سکوت میکردم تا از کنارم رد شود . 

میدانستم او هم دنبال کسی هست؛ اما سکوت ، امواج عشق را می شکند و جایگزین با غفلت میکند.

مدتها پیش شنیدم و تفکر کردم که : اره ؛ راست میگن ، ادم کسی رو که دوست داره باید بهش بگه ، چرا که نه

بعد از ان هر کس رو که دوست داشتم، خیلی راحت بیان کردم که : دوستت دارم

جالبه، من گفتم دوستت دارم با تمام مسئولیت هایی که به دوش کشیدم .پای ان حرف ماندم .

گاهی شکست خوردم . گاهی هم نه ...

 بعد از تمام شکست هایی که خوردم باز هم پای ان حرف ماندم و هستم . چون دوستت داشتم ودارم.

امروزه خیلی ها این واژه رو بهم میگن، از مادرم گرفته تا پسر همسایه .

اما هیچ وقت نتوانستم تشخیص دهم فرق دوست داشتن مادرم را با پسر همسایه یا حتی مادرم را با خودم .

هیچ شباهتی بین دوست داشتنهایشان نیست ، تنها شباهت بین من و مادرم است،چشمان مادر نورانی ست و  چشمان من تار میبینند،

میدانم درک شباهتش سخت است ، اما شباهت است.

و مدتهاست که برگشتم در همان خلوت ، همان خلوتی که پر نخواهد شد؛با عشقی ماندگار یا حتی با وجود فرزندت.

باز  باز خواهی گشت، خواهی خواند غزل گذشته و اینده را و خواهی سرود مرز دوست داشتن را ، خواهی نشاند گل را جای نیش مار و دوباره اغاز خواهی کرد از اول خلقت و متولد خواهی شد در سالی نو با کرداری نو و بینشی نو .




با این حال هنوز برایم سوال است : 

کسی را دوست داری ، چگونه باید بهش بگی ؟ 


شاید هم نباید بگی.؛ !   شاید فقط شاااااید !

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 15 Ordibehesht 96 ، 17:41
رویا یکتاش