تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
شعر (نظم)،نثر،دل نوشته و...


۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پرده» ثبت شده است

دنیای من با همه فرق میکنه ... 

با دنیای دوستم،با دنیای دختر همسایه، با اون محجبه ، با اونی که میره دانشگاه ، اونی که باباش دکتره ، اونی که باباش معتاده ، اونی که قدرت داره ، کسی که میلیاردره ، کسی که رو میدون کار میکنه ،

کسی که خرج میده ، کسی که خرج میکنه ، با اون فاحشه ، با اونی که گرگ بود ، با اونی که بره بود ... اونی که حاجی شد ، اونی که از حاجی بهتر بود فقط لقب حاجی رو نداشت ، اونی کمه میناله ،اونی که بزور میخنده، اونی که واقعی خوشبخته ... من با همه فرق میکنم 


این دنیا مال من نیست ، فک کنم اشتباهی پیش امده ، 
من مردم و حالیم نیست .. من، من نیستم ، 
من عاشق نیستم ، من هیچی رو دنبال نمیکنم ، حتی کفتر بازی و کوچه گردی و دختر بازی .
هر وقت خواستم بجنگم منصرف شدم ، الان من موندم و یه دنیا حسرت ،
شعری که نوشته نشد 
قراری که کنسل شد 
عشقی که بازگو نشد 
نفسی که حبس شد 
بغضی که پنهان نشد 
فرصتی که لغو شد
ایده ای که اجرا نشد 
فکری که فیک شد 
رمانی که خونده نشد 
پرده ای که پاره شد 

من باختم ، نه یک بازی ؛ یک زندگی رو باختم ...
زندگی که نفهمیدم چطوری شروع شد و خبر نداشتم که شروع شده ؛یک دفعه تموم شد ...

من تو دنیای مناسب سنم بزرگ نشدم ...

یا عقب بودم یا جلو ؛ معمولا عقب موندم

من از بدو تولد باختم ...

هنوز تموم نشده ؛هنوز شوق رقابت داره ، 
من خیلی کشیدم کنار  ولی با من  رقابت میکنه ، مسابقه با من رو دوست داره ؛دلیلشم واضحه چون همیشه میبره ..
من همیشه بازنده قصه بودم ، من همیشه باختم و دیگری برد، 
من نقش بد و مزخرف قصه رو داشتم ، 
من زندگی نکردم ، من مُردم و خبر ندارم . 

پا به پای هم میتوان حرکت کرد
شا نه هایت تکیه گاه محکمی است
برای من و باورها و رویا هایم
شانه به شانه قدم میزنیم
بدون احساس کمبودی
(راحت میتوانیم تمام مسائل دست و پا گیر را کنار بگذاریم و تا بی کران ادامه بدیم)
با من همراه باش.


طبقه بندی موضوعی
نویسندگان